جلال جلالى زاده
78
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
أم مادر و بر جده هم اطلاق مىشود چه جده مادرى باشد و چه پدرى . آيه حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ ( نساء / 23 ) كه در حرمت عقد مادران صراحت دارد ، بهطور قطع بر تحريم عقد جدهها هم دلالت مىكند . أم الكتاب : لوح محفوظ ؛ چون همهى علوم به آن منسوب است و از آن ايجاد شده است ( زخرف / 4 ) . سورهى فاتحه ؛ چون آغاز كتاب است . أماره : علامت ، موعد و وقت . آنچه كه امكان رسيدن به ظن به سبب نظر و انديشهى درست در آن باشد . علت شرعى و سبب ناميدنش آن است كه علت شرعى علامت ثبوت حكم شرعى است . اصوليان در بين دليل و اماره تفاوت قائل شدهاند ، دليل را براى اصولى كه قطعى هستند و اماره را براى فروعى كه ظنى است به كار بردهاند . آن را به معناى علت و سبب و يا هرعلامت شرعى به كار بردهاند ، مانند سكوت از سوى دختر كه اماره ( علامت ) رضايت است و نيز اماره را بر هرچيزى كه شارع معتبر دانسته است ، اطلاق مىكنند ؛ چون سبب مانند خبر واحد مفيد ظن است . لازم است در بين اماره و آنچه كه اماره بر آن است ارتباط و وابستگى باشد ، مانند ابر مرطوب در فصل زمستان كه از نظر عقلى مؤثر در نزول باران و اماره بر آن است و يا در شرعيات مانند وجود علت اصل در فرع كه اماره براى ثبوت حكم آن است و يا اينكه حكمى در اصل با وصف ثابت شود و با انتفاى وصف در اصل هم منتفى شود . اين اماره است كه اين وصف علت حكم در اصل بوده است ؛ چون حصول حكم با حصول وصف است . در نزد حنفيه علامت ، مشهورتر از اماره است . أمة : گروهى از مردم كه از يك اصل واحد باشند و صفات موروثى آنها را جمع كند و منافع و اهدافشان يكى باشد . در دين ، مكان يا زمان واحد مشترك باشند . أمت اسلامى : همهى كسانى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تصديق كرده باشند و ايمان به خدا ، پيامبران ، كتابهاى